حسین نظری

حسین نظری

حسین نظری
حسین نظری

حسین نظری

حسین نظری

استاد عبدواالوهاب شهیدی....حسین نظری

عبدالوهاب شهیدی فرزند میرزا حسن شهیدی ملقب به صدرالاسلام و متخلص به طوبی و پدرِ شاپور شهیدی است. او در ۱ مهر ۱۳۰۱ در شهر میمه زاده شد.[۱] عبدالوهاب شهیدی مشوق اصلی خود را پدرش می‌دانست و در این باره گفته بود: «پدر هم از آن جا که موسیقی را خیلی خوب می‌دانست به من کمک می‌کرد و چند مثنوی را به من یاد داد که ای کاش نرفته بود و من از او بیشتر می‌آموختم. اما ۱۳ ساله بودم که ایشان درگذشت». وی با اسماعیل مهرتاش آشنا شد و این آشنایی منجر به این شد که نزد وی فراگیری موسیقی را آغاز کند. ابتدا آوازهای تاج اصفهانی و ادیب خوانساری را آموخت. اما اسماعیل مهرتاش به او می‌گوید باید همه این‌ها را از ذهنت پاک کنی. بدین ترتیب عبدالوهاب شهیدی صاحب سبک منحصر به فردی شد.[۲]

عبدالوهاب شهیدی از آغاز دهه ۱۳۲۰ کار هنری خود را با فراگیری آواز، سنتور، و عود نزد اسماعیل مهرتاش آغاز کرد. او در سال ۱۳۳۹ در برنامه گل‌ها شروع به همکاری با رادیو کرد و تا سال ۱۳۵۷ در بسیاری از این برنامه‌ها شرکت کرد. وی هم‌چنین چندین بار در برنامه‌های جشن هنر شیراز شرکت کرد و در این برنامه‌ها با هنرمندان سرشناسی چون جلیل شهناز، فرامرز پایور، اصغر بهاری، حسین تهرانی، رحمت‌الله بدیعی، حسن ناهید، و محمد اسماعیلی همکاری کرد.

عبدالوهاب شهیدی با اجرای بیش از ۲۳۰ برنامه، از فعال‌ترین هنرمندان برنامه گل‌ها بوده و رتبه سوم بیش‌ترین برنامه موسیقی در گل‌ها را دارد. عبدالوهاب شهیدی در اجرای آوازهای محلی نیز پیش‌رو بوده‌است. تصنیف معروف زندگی با مطلع آن نگاه گرم تو از این هنرمند است.

اجرای آوازهای محلی، در میان آثار عبدالوهاب شهیدی نقش برجسته‌ای دارند. از آوازهای محلی او می‌توان به تصنیف زندگی (معروف به اون نگاه گرم تو) اشاره کرد که مربوط به آهنگی محلی بر روی شعری از هما میرافشار در دستگاه ماهور است و با تنظیم فرامرز پایور اجرا شده‌است. عبدالوهاب شهیدی هم‌چنین تصنیف‌های دیگری مانند یار بی وفا، آی سوزه و… هم‌چنین وی قطعات قدیمی سرشناسی چون آثار عارف قزوینی را نیز اجرا کرد که از میان آن‌ها می‌توان به تصنیف‌های گریه را به مستی بهانه کردم (در آلبوم قدیمی حرف) و گریه کن که گر سیل خون گریی اشاره کرد.[۳]

در سال ۱۳۳۵ روابط عمومی ارتش توانست برنامه‌ای در رادیو به خود اختصاص دهد که آن هم موسیقی بود. به‌جز عبدالوهاب شهیدی، حسین قوامی و ایرج هم برنامه داشتند که تا چهارسال در آن جا بودند.[۲]

عبدالوهاب شهیدی ابتدا نواختن ساز سنتور را آغاز کرد اما پس از چند سال به ساز عود علاقه‌مند شد و آن را فرا گرفت. شهیدی باور داشت که یک خواننده حتماً باید بر یک ساز موسیقی اشراف داشته باشد. شهیدی مضراب تار را روی عود استفاده کرد و بدین ترتیب شیوه نوازندگی تار را روی عود پیاده نمود.[۴] در بسیاری از ساز و آوازهای او صدای عود وی در کنار آوازش به گوش می‌رسد. شهیدی با گروه‌های گوناگونی از جمله با گروه پایور همکاری کرد. او در بیشتر آلبوم‌ها علاوه بر آواز، گروه‌نوازی‌ها را نیز با عود همراهی کرد. هم‌چنین آلبوم‌هایی از تک نوازی‌های عبدالوهاب شهیدی منتشر شده‌است که از میان آن‌ها آلبوم راز عود توسط انتشارات سرنا صوت بازنشر شده‌است.

وی دربارهٔ انتشار آثارش پس از انقلاب ۱۳۵۷ توسط سرنا صوت گفته بود که انتشار این آثار بدون رضایت او بوده‌است. این آلبوم‌ها پبشتر روی صفحات ۳۳ دور منتشر شده بودند و امروزه امتیاز آن‌ها از آهنگ روز به سرنا صوت منتقل شده‌است. عبدالوهاب شهیدی گفته بود که هیچ‌کدام از این دو ناشر مبلغ کامل را برای خرید امتیاز این آلبوم‌ها به صاحب اثر پرداخت نکرده‌اند.[۴]

پس از انقلاب ۱۳۵۷ دادگاه انقلاب اصفهان او را به اتهام «ساواکی بودن» به چهار ماه حبس تأدیبی محکوم کرد و پس از آن نیز برای همیشه از کار در عرصهٔ موسیقی کنار گذاشته شد. روزنامهٔ اطلاعات در تاریخ ۱۱ تیر ۱۳۵۸ این خبر را دربارهٔ عبدالوهاب شهیدی منتشر کرد:[۵]

«دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان محاکمه عبدالوهاب شهیدی هنرمند سرشناس را پایان داد و به ۴ ماه حبس تأدیبی محکوم ساخت. براساس کیفرخواست صادره، متهم به کار مداوم در ساواک و جمع‌آوری اطلاعات و فروش زمین واگذاری دولت به ارتش بود. شهیدی ضمن دفاع، خود را هنرمندی مردمی نامید که هرگز مدیحه‌سرای کسی نبوده بجز مولای متقیان علی (ع). باتوجه به رأی دادگاه، چون عبدالوهاب شهیدی این مدت را در زندان طی کرده بود آزاد شد».

عبدالوهاب شهیدی پس از انقلاب چون بسیاری دیگر، ایران را ترک کرد و به ایالات متحده آمریکا رفت و در میانه دهه ۱۳۷۰ (خورشیدی) به ایران برگشت.[۶]

درگذشتویرایش

شهیدی که چهار روز پس از تزریق واکسن کرونا دچار بیماری قلبی شده بود، یک روز پس از بستری شدن در بیمارستان، بامداد دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ درگذشت.[۷][۸] پیکر وی در ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.[۹]

گرامی‌داشت‌هاویرایش

محمدرضا شجریان در جشن یازدهم خانه موسیقی دربارهٔ عبدالوهاب شهیدی گفت: او بزرگ‌مرد آواز هنر ایران است و سالیان درازی است که دستش را بوسیده‌ام و در حضور او کُرنش کردم و هیچگاه به خود اجازه ندادم که در حضور او عرض هنر کنم و از این بابت که من آمده‌ام جایزه او را تقدیم کنم متاسفم. استاد، مرا ببخش و من در اندازه‌ای نیستم که جایزه شما را بدهم.[۱۰][۱۱]

در نخستین جشن سالانه موسیقی ما از هنرمندانی سرشناسی از جمله عبدالوهاب شهیدی تقدیر شد. علی هاشمی از دوستان نزدیک عبدالوهاب شهیدی در این مراسم گفت: عبدالوهاب شهیدی یکی از قدیمی‌ترین دوستان من است که به پاک‌سرشتی او همواره به خود بالیده‌ام. او در ۵۰ سال کاری که در عرصه موسیقی داشت کارهای ارزشمندی کرد که هرگاه به یاد آن‌ها می‌افتم اشک از چشمانم جاری می‌شود. پاکدامنی و درست زندگی کردن استاد شهیدی به حدی بود که یادم می‌آید محمدرضا شجریان در جایی می‌گفت وی و عبدالوهاب شهیدی در زمانی که برای رادیو کار می‌کردند روزه می‌گرفتند و این چیز کمی نبود که بخواهیم این‌طور راحت از آن عبور کنیم؛ بنابراین من به حضور دوست شریفی چون عبدالوهاب شهیدی افتخار می‌کنم و آرزو می‌کردم ای کاش برنامه طوری چیده می‌شد که هنرمند جوانی چون همایون شجریان لوح تقدیر را به استاد شهیدی تقدیم می‌کرد. پس از این صحبت‌ها همایون شجریان روی صحنه آمد تا لوح سپاس و تندیس طلایی موسیقی ما را به عبدالوهاب شهیدی تقدیم کند که این کار با استقبال حضار همراه شد.[۱۲]

حسین نظری .. استاد گلنوش خالقی

گلنوش خالقی در ۱۷ دی ۱۳۱۹ در تهران زاده شد. او در سال ۱۳۳۰ به هنرستان موسیقی ملی راه یافت و فراگیری ساز پیانو را آغاز نمود. از استادان وی در هنرستان می‌توان به حسین صبا، جواد معروفی، و مصطفی کمال پورتراب اشاره کرد. وی در سال ۱۳۳۸ پس از دریافت دیپلم هنرستان موسیقی ملی، با رتبهٔ نخست به هنرستان عالی موسیقی راه یافت و تحت تعلیم امانوئل ملیک اصلانیان قرار گرفت. گلنوش خالقی پس از یک سال دیپلم هنرستان عالی موسیقی را نیز با رتبهٔ نخست دریافت نمود. پس از آن به‌عنوان دستیار استاد، به آموزش پیانو و سرایش در هنرستان عالی موسیقی مشغول شد.

مهاجرت از ایران و بازگشتویرایش

گلنوش خالقی در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات موسیقی به اتریش سفر کرد و در آکادمی موتزارتئوم سالزبورگ به تحصیل در رشتهٔ رهبری کر پرداخت و پس از ۳ سال به آمریکا مهاجرت کرد و در کالج اوبرلین (اوهایو) تحصیلات خود را ادامه داد. پس از آن در سال ۱۳۵۳ مدرک کارشناسی ارشد رهبری کر را از دانشگاه ویسکانسین-مدیسن در شهر مدیسون دریافت نمود. در این هنگام با رهبرانی مانند رابرت فاونتن و کورت پرستل همکاری داشت. گلنوش خالقی در دوران زندگی در آمریکا با استفان اکرت، نوازنده هارپسیکورد آشنا شد و با او ازدواج کرد.

گلنوش خالقی در سال ۱۳۵۳ به دعوت رادیو تلویزیون ملی به ایران بازگشت و گروه «هم آوازان» را برای اجرای آثار کلاسیک، ویژهٔ گروه کر و ارکستر، بنا نهاد. در هنگام کنسرت هنری گلنوش خالقی در ایران، اکرت نیز با او همکاری می‌کرد. فعالیت «هم آوازان» تا زمستان ۱۳۵۷ ادامه یافت. واپسین این گروه، ضبط پنهانی سرود آزادی ساخته گلنوش خالقی با شعری از فریدون مشیری بود. خاطره تلخ فروپاشیِ گروه «هم آوازان»، تا پایان زندگی گلنوش در ذهن او باقی ماند.[۱]

پس از انقلابویرایش

گلنوش خالقی پس از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۸ دوباره به آمریکا مهاجرت نمود و کارهای هنری خود را در کانون دوستداران فرهنگ ایران آغاز کرد. او در سال ۱۳۶۴ با همکاری شماری از نوازندگان ایرانی و آمریکایی، ارکستر روح‌الله خالقی را با ۲۰ نوازنده در آمریکا بنیان گذاشت و نزدیک به پنج سال آنرا رهبری کرد. کار این ارکستر، بودجه و پشتیبان بسیار دشوار بود و باوجود استقبال خوب از اجراها ادامه کار از سال ۱۳۶۹ دیگر ممکن نشد.[۱]

در سال ۱۳۶۹ به ایران سفر کرد و قصد داشت به‌مناسبت بیست و پنجمین سالگرد درگذشت پدرش روح‌الله خالقی، برنامه‌هایی در تهران و شهرستان‌ها برگزار نماید. اما به وی اجازه رهبری ارکستر داده نشد. در این هنگام به ضبط دو آلبوم موسیقی از آثار روح‌الله خالقی به نام می ناب پرداخت و دوباره به آمریکا بازگشت.[۲][۳]

گلنوش خالقی پس از بازگشت به آمریکا در سال ۱۳۷۰، دیگر نتوانست رهبری هیچ گروه موسیقی را بدست بگیرد. او کانون هنری روح‌الله خالقی را بنیان گذاشت و در واشینگتن به آهنگسازی و آموزش پیانو مشغول بود.[۲][۳]

گلنوش خالقی در اسفند ۱۳۹۷ بیانیه‌ای در دفاع از سرود ای ایران، اثر روح‌اله خالقی، علیه مسئولین آستان قدس رضوی منتشر کرد و نسبت به آنچه که او «سرقت فرهنگی و هنری، دستبرد نابخردانه به یک اثر ملی، دستکاری، و متنی در تبلیغ و مداحی مذهب شیعه و امامانش»، با استفاده از موسیقی متن «ای ایران» توسط این نهاد واکنش نشان داد و آن را محکوم کرد و از مردم خواست اعتراض کنند.[۴]

گلنوش خالقی دو فرزندِ پسر به نام‌های رامین (دیوید) و جولین دارد.[۱]

درگذشتویرایش

گلنوش خالقی، ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ در سن هشتاد سالگی، در واشینگتن، دی.سی. درگذشت.[۵][۱]

واکنش‌هاویرایش

لوریس چکناواریان ضمن اظهار تاسف از درگذشت گلنوش خالقی، اظهار داشت که «این پدر و دختر خدمت بزرگی به موسیقی ایران کردند» و او یک دوست ارزشمند را از دست داده‌است. وی همچنین از کمک و راهنمایی‌های گلنوش خالقی در خلق اپرای رستم و سهراب یاد می‌کند و می‌گوید که مدیون او هستم.[۶]

فعالیت هنریویرایش

از جمله فعالیت‌های هنری گلنوش خالقی به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:[۲]

  • بنیان‌گذاری و رهبری گروه «هم آوازان» رادیو و تلویزیون ملی ایران
  • همکاری با «کانون دوستداران فرهنگ ایران» در آمریکا
  • اجرای کنسرت ترانه‌های محلی ایران به همراه پری زنگنه در شهرهای آمریکا
  • بنیان‌گذاری و رهبری «ارکستر روح‌الله خالقی» در واشینگتن
  • اجرای کنسرت و تنظیم آثار هنرمندان قدیمی موسیقی ایران همچون: درویش خان، مرتضی نی داوود، علینقی وزیری، روح‌الله خالقی، مرتضی محجوبی و … به همراه «ارکستر روح‌الله خالقی» در شهرهای آمریکا
  • تنظیم، رهبری ارکستر و انتشار آلبوم موسیقی «می ناب ۱» و «می ناب ۲» از آثار روح‌الله خالقی با خوانندگی کاوه دیلمی[۷][۸]
  • ساخت آثاری برای پیانو، پیانو و آواز و تنظیم ترانه‌های محلی ایران برای پیانو
  • نویسندگی و انتشار کتاب ای ایران (۱۳۸۵)
  • رهبری ارکستر در آلبوم موسیقی فیلم و نمایش (۱۳۹۲) به آهنگسازی فوزیه مجد[۹]
  • آثار گوناگونی به ویژه برای پیانو با الهام از موسیقی دستگاهی و محلی ایران[۱]

حسین نظری

( حسین نظری)

آموزش موسیقی اصیل ایرانی( تار و سه تار)تضمینی

در کوتاهترین زمان با کم ترین هزینه


آموزش  به  روش هنرستان وسایر اساتید معظم

آموزش  کامل و جامع تعوری موسیقی سنتی ایران

آموزش ساده و روان  دستگاها وآوازهای ردیف موسیقی ایران

آموزش نت خوانی.ریتم وضرب .تلفیق ساز وآواز وهارمونی شعر وموسیقی

آموزش همزمان   آهنگ های  آشنا و محلی   با درس اصلی   برای اشتیاق بهتر و هیجان هنرجو

 


 آموزش در محل هنر جو  هر هفته یک جلسه وزمان هر جلسه یک ساعت ونیم میباشد ...



حسین نظری سازهای اصیل ایران تار

حسین نظری تار

ساز موسیقی ایرانی

تار از سازهای زهی و ایرانی[۱][۲][۳][۴][۵][۶] است که با مضراب نواخته می‌شود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند تاجیکستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان و گرجستان و دیگر نواحی نزدیک قفقاز برای نواختن موسیقی سنتی این کشورها و بخش‌ها رایج است.[۷][۸][۹] واژه تار خودش در فارسی به معنی رشته‌است. هرچند که ممکن است معنی یکسانی در زبان‌های تحت تأثیر فارسی یا دیگر زبان‌های ایرانی تبار مثل کردی داشته باشد. این باعث شده‌است که کارشناسان ایرانی بر این باور باشند که تار ریشه مشترکی میان همه اقوام ایرانیتبار در جایی که از سوی ایرانیکا با قاطعیت به نام قاره فرهنگی ایرانیان نامیده شده دارد.[۱۰]

تار
Iranian tar.jpg
سازهای زهی
رده‌بندی
گسترۀ صوتی
Tar Range.png
(با کوک شور)
سازهای مرتبط
تنبور، سه‌تار

در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار می‌رود.

تاریخچه تارویرایش

تار در لغت ایرانی به معنی زه، سیم و از لحاظ سازشناسی از گروه سازهای زهی مضرابی است.[۱۱] بنابر روایتی تار از زمان فارابی (حدود سال ۲۶۰ هجری – سال ۳۳۹ هجری) موسیقیدان معروف ایرانی وجود داشته و بعد از وی توسط صفی الدین ارموی و دیگران به سمت کمال پیش رفته‌است. بر این اساس نمونه سلف تار مربوط به عهد صفوی (سال ۱۰۸۰ هجری) در تصویر زیر مربوط به نقاشی‌های کاخ هشت بهشت اصفهان[۱۲] مشاهده می‌شود. دو تصویر که یکی در سال ۱۷۷۵ میلادی و دیگری در سال ۱۷۹۰ میلادی در شیراز از تار نقاشی شده‌است نشان می‌دهد نواختن این ساز در دورهٔ زندیه در شیراز متداول و مرسوم بوده‌است. با این همه، نام نوازندهٔ مشخصی از این ساز در منابع دورهٔ زندیه دیده نمی‌شود و از این‌رو، احتمالاً این ساز در آن دوره نام دیگری داشته‌است.[۱۳] سازِ تار با شمایل و مشخصات کنونی (کاسه و نقاره شبیه به دل روبروی هم، با دسته‌ای متصل دارای ۶ سیم طبق تصویر بالا) از زمان قاجار دیده شده‌است. مرتضی حنانه (استاد موسیقی ایرانی) در کتاب گامهای گمشده، تار را ساز ملی ایرانیان می‌داند.[۱۴] مرحوم روح‌الله خالقی (استاد موسیقی ایرانی) در کتاب سرگذشت موسیقی می‌گوید: ساز (تار) بهمراه نام سازهایی دیگر در شعر فرخی سیستانی شاعر ایرانی (۳۷۰–۴۲۹) ذکر شده‌است (هر روز یکی دولت و هر روز یکی غژ * هر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار).[۱۵] ساز تار ساخته و پرداخته ذوق ایرانی است (منحنی و قوس‌هایی که در ساخت تار دیده می‌شود در خوشنویسی و نقاشی و مینیاتور و معماری ایرانی جاری و ساری است) و طی سالهای متمادی کامل و کاملتر گشته‌است.[۱۶] آخرین اصلاحات توسط درویش خان استاد موسیقی ایرانی(۱۲۵۱تهران_۲ آذر ۱۳۰۵تهران) با افزودن سیم ششم جهت تکمیل و وسعت دامنه صوتی تار انجام پذیرفته‌است. تار دارای ۲۸ پرده است (یعنی کمتر از سه اکتاو). آخرین الگوی منحصربه‌فرد ساخت تار نیز متعلق به سازگر مشهور ایرانی استاد یحیی دوم (۱۲۵۴–۱۳۱۰ه‍.ش) می‌باشد چه به لحاظ شاخص فنی و چه از لحاظ ذوقی همچنان که گره چوب را به شکل متقارن روی کاسه تار (در اصطلاح چهار گل) طراحی می‌نموده‌است. جنس چوب کاسه تار از درخت توت، دسته آن گردو می‌باشد.

تار نوازنده تار ، مینیاتوری از ایران قاجار به سبک صفوی

ساختار تارویرایش

کاسهٔ تار بیشتر از کنده کهنه چوب توت ساخته می‌شود که هرچه این چوب کهنه‌تر باشد به دلیل خشک بودن تارهای آن چوب تار دارای صدای بهتری خواهد بود. پرده‌ها از جنس روده گوسفند و دسته و پنجه معمولاً از چوب گردو تهیه می‌شوند. شکل کاسهٔ تار مانند دو دل به هم چسبیده و از پشت شبیه به انسان نشسته‌ای است. تار قفقازی شکل کمی متفاوتی دارد و سیم‌های آن بیشتر است. جنس خرک از شاخ بز کوهی است. در دو طرف دسته از استخوان شتر استفاده می‌شود. از لحاظی ساز تار به سه‌تار نزدیک است. از لحاظ شیوهٔ نوازندگی زخمهٔ عادی در تار به صورت راست (از بالا به پایین) است ولی در سه‌تار بالعکس است (از پایین به بالا). همچنین از نظر تعداد پرده‌ها نیز با هم شباهت دارند. صدای تار به دلیل وجود پوستی که روی آن است از شفافیت خاصی برخوردار است برای این پوست معمولاً از پوست بره تودلی یا بزی استفاده می‌شود. به خصوص سازهایی که ساخت قدیم هستند از شیوهٔ صدای دیگری برخوردارند.

شکل ظاهریویرایش

قسمت کاسه (شکم) به دو قسمت بزرگ و کوچک تقسیم می‌شود که قسمت کوچک را نقاره می‌گویند. روی کاسه و نقارهٔ تار پوست کشیده می‌شود. خرک تار بر پوست کاسه تکیه کرده‌است. قسمت نقاره در انتهای بالایی به دسته (گردن) متصل شده‌است. دستهٔ تار بلند و حدود ۴۵ تا ۵۰ سانتی‌متر است و بر کناره‌های سطح جلویی آن دو روکش استخوانی چسبانده شده‌است که این استخوان معمولاً از استخوان شتر تهیه می‌شود. دور دسته، پرده‌هایی عمود بر طول آن با فواصل معین بسته شده‌است. تعداد پرده‌ها امروزه ۲۸ است. سازهای قدیمی با تعداد ۲۵ پرده ساخته می‌شده‌است. جعبه گوشی (سر) در انتهای بالایی دسته قرار گرفته و از هر طرف سه گوشی بر سطوح جانبی جعبه کار گذاشته شده‌است. تعداد سیم‌های تار شش است که از انتهای تحتانی کاسه شروع شده، از روی خرک عبور می‌کند و در تمام طول دسته کشیده شده، تا بالاخره به جعبه گوشی‌ها داخل و در آنجا به دور گوشی‌ها کشیده می‌شوند. سیم‌های شش‌گانه عبارتند از دو سیم سفید (پائین) که همصدا کوک می‌شوند، دو سیم زرد (همصدا)، یک سیم سفید نازک (بنام زیر) و بالاخره یک سیم زرد (بم)، که دوتای آخری غالباً به فاصله اکتاو کوک می‌شوند

کوک تارویرایش

فاصله سیم‌های هم صوت سفید، نسبت به سیم‌های زرد غالباً «چهارم» و سیم‌های سفید نسبت به سیم بم معمولاً فاصله اکتاو یا هشتم را تشکیل می‌دهند (به این ترتیب اگر سیم‌های همصدای سفید را «دو» کوک کنیم، سیم‌های زرد باید غالباً «سل» و سیم بم «دو» یا «ر» کوک شوند). کوک تار در دستگاه‌ها و آوازهای مختلف تغییر می‌کند.

ثبت اجرای آذربایجانی تار در یونسکوویرایش

در دسامبر ۲۰۱۲، یونسکو هنر اجرای آذربایجانی تار را در فهرست میراث فرهنگی و معنوی خود ثبت کرد. البته این امر مورد اعتراض جامعه هنری ایران (از جمله خانه موسیقی ایران)[۱۷] واقع شده‌است.[۱۸]

داریوش پیرنیاکان سخنگوی خانه موسیقی نسبت به ثبت ساز تار در فهرست میراث معنوی کشور آذربایجان در یونسکو، اعتراض کرد. وی که مسئولین فرهنگی ایران را مقصر می‌دانست، در واکنش به سخنان مسئولین فرهنگی کشور آذربایجان که گفته بودند «ما تار آذربایجان را ثبت کردیم نه تار ایرانی»،[۱۹] گفت: «تبدیل شدن تار ایرانی به ترکی یک جعل تاریخی است. این ساز از ایران به جمهوری آذربایجان رفت و با برداشتن ربع پرده‌ها و کمی تغییر شکل، عنوان ساز ترکی را بر تار گذاشتند. حال سؤال من این است اگر این ساز ترکی است چرا از مقام‌های موسیقی ایران و دستگاه‌های این موسیقی استفاده می‌کنند.»[۲۰]

تار قفقازی یا تار یازده رشته تاری کمی متفاوت با تار است و در حدود سال ۱۸۷۰ میلادی توسط صادق‌جان در شهر شوشا به وجود آمده‌است. ساخت آن کمی متفاوت است و رشته‌های آن بیشتر است.[۲۱]

نوازندگان تارویرایش

تار جلیل شهناز بهمراه تنبک اسماعیلی (مایه حجاز ابوعطا)

نوازندگان پیشینویرایش

نوازندگان حاضرویرایش

سازندگان تارویرایش

از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار و پهلوی می‌توان از یحیی تارساز و عباس و جعفر صنعت و بعد از آن‌ها به رمضانعلی شاهرخ نام بردو در دوران ما به ابراهیم قنبری مهر و محمود فرهمند اشاره

حسین نظری بزرگان موسیقی ایران ارژنگ کامکار

حسین نظری، ،،ارژنگ کامکار (زاده ۲ مرداد ۱۳۳۵ در سنندج)[۲] نوازنده تمبک، نقاش و از اعضای گروه کامکارها است.[۱]

ارژنگ کامکار
نام شناسنامه‌ایارژنگ کامکار
زاده۲ مرداد ۱۳۳۵ ‏(۶۴ سال)
سنندج، کردستان[۱]
سبکموسیقی سنتی ایرانی
وبگاهوب سایت ارژنگ کامکار

او از دوران کودکی به هنر نقاشی و نوازندگی تمبک علاقه‌مند بود. در زمان شکل‌گیری گروه کامکارها، ارژنگ کامکار به عنوان نوازندهٔ تمبک، ارکستر فرهنگ و هنر سنندج را همراهی می‌کرد. وی در سال ۱۳۵۵ عازم تهران شد و در کنار فراگیری دروسی در زمینه موسیقی، به تکمیل و یادگیری تکنیک‌های تمبک‌نوازی پرداخت سپس در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل در رشتهٔ نقاشی پرداخت.[۱] ارژنگ در سال ۱۳۷۰ و ۱۳۷۶ نمایشگاه نقاشی برپا کرد.

او علاوه بر فعالیت‌های آموزشی همراه گروه‌های شیدا و عارف کنسرت‌های متعددی را اجرا نمود. اکنون او در آموزشگاه کامکارها به تدریس تمبک نوازی مشغول است.[۳]

در ۶ بهمن ۱۳۹۷ در جشن نوزدهمین سالگرد تأسیس خانه موسیقی ایران از «ارژنگ کامکار» با اهداء لوح و تندیس خانه موسیقی، تقدیر شد.[۴]